ازدواج عاقلانه یا عاشقانه

ازدواج یک فرآیند منطقیست!


اگر از جوانان تازه به عرصه رسیده نظرخواهی کنید قطعا عنوان خواهند کرد که عشق ملاک اصلی و غیر قابل تردید برای ازدواج است.

 

ازدواج بدون عشق معنا و مفهومی ندارد.

 

اما زمانی که چند سال از عمر جوانی انسان می گذرد، با کسب تجربه های ارزشمند، به این نکته ی طلایی پی می برد که، بنایی که با عقل و منطق و با عصاره ی مهر ساخته شود، بی شک پایدارتر از بنایی است که بی پشتوانه ی عقلی و تنها با تکیه بر عشق و دوست داشتن ساخته می شود.

 

عشق شرط لازم برای شروع یک زندگی است اما شرط کافی نیست.



در روانشناسی ازدواج یک نکته ی طلایی وجود دارد و آن هم اینکه، هیچ گاه باطن زندگی تان را با ظاهر زندگی دیگران مقایسه نکنید. پس از دیدن موفقیت ها و پیشرفت های ظاهری دیگران حسرت نخورید و قبول کنید که هر کس زندگی خودش را دارد.

 

قرار نیست که فرد مقابل نسخه ی اصلی همسر ایده آل ما باشد، چرا که زندگی مهارت تحمل و پذیرش تفاوت هاست. ازدواج آغاز تعهد و مسولیت پذیری است. ازدواج هویتی مستقل از خانواده به فرد می دهد. باید پس از ازدواج از قالب فرزندی خارج شد و در قالب نقش همسری به ایفای نقش پرداخت. باید پذیرفت که زندگی پس از ازدواج تغییر کرده است و ما هم باید هم سو با این تغییر پیش برویم.

 

کمال گرایی در ازدواج شما را به جایی نخواهد رساند. چرا که بی شک هیچ کس کامل نیست و هر کسی هم دوست دارد که همسرش بی عیب و نقص ترین فرد روی زمین باشد!

 

بهتر است قبل از ازدواج اولویت های خود را فهرست کنید و آگاهانه به تحلیل فرد مقابل بپردازید. ویژگی های مثبت و منفی اش را هم زمان در نظر بگیرید و با دیدی روشن به قطعیت برسید. به یاد داشته باشید که این شما هستید که قرار است تمام عمر با خوبی ها و بدی های فرد مقابل زندگی کنید پس باید مستقل باشید و در کنار مشورت گرفتن از افراد آگاه، بهترین تصمیم را بگیرید و به یاد داشته باشید که انتخاب گام اول است، مهمتر از انتخاب، حفظ و نگهداری این رابطه و شکوفا کردن آن است.

 


/ 0 نظر / 5 بازدید